تبليغاتX
شبهای کابریایی - دو شعر


زمان و مکان


وقتی که نیستی برای چند روز
و چند روز می خواهد بشود بعلاوه ی چند روز
علی رغم تمام ملاحظه کاری ها
تخیلم به طرز دردناکی کش می آید
میان دو نقطه در محور مختصات

88/1/5

چندتاایم

یک چندتاست
من و یک چندتاایم
به خودم که چندتا ام قسم
من چندتاام
من و مرگ چندتا ایم
آن چندتا ماییم که داریم نمی آییم
من و مرگ
پیچیده و مختلط بهم
بلند ترین، نه
جهنده ترین زبانه
آنجاکه دیگر دیر شده و تاریک است
من و چندتا 1 ایم
من و چندتا I ایم
من و چندتا آ ایم
من و چندتا آی ایم
من و چندتا و آنها که شمردید
من و چندتا  و آنها که خوانده شده اند
من و چندتا یکی هستیم از آن تک تک یکی یکی همه ی چندتا ها
من و چندتا، یکی یا شاید چند تا تاریخ داریم
کلاهی داریم که اگر نباشد موهایمان را بلند می کنیم
من و چندتا رنجیم، رنج هم هستیم
گفته بودم، آنها که خوانده شده اند
گفته بودم، مرگیم
تصویر و زبان می گویند قبول نیست
درست هم نیست
شعر هم نیست
مقاله هم اگر نیست بشمرید
همه ی من و مرگ و رنج و تاریخ و کلاه و جهان و یک ،چندتاایم

88/1/5
+ نوشته شده در  88/01/05ساعت 7:47  توسط صالح اولاد دمشقیه  |