تقدیم به م.ا(پ)
"...و وقتی بلند می شود، برف خوانده هایش لایه لایه رویش را سفید کرده است"*
"تو را نه
آن یکی"
بههممیپیچیم
***
پوسته ات را می کنم
رویت دراز می کشم
***
می خواهمت
"تو عجب کثافتی هستی"
سیگار چاه می کند
***
کلافه ام
" نه،
اینقدر سریع نباش
نه...آهسته تر"
لاغر تر می شوی
***
از همین حالا گیج می خورم
478
***
دومین برگ قطورت را ورق می زنم و به چاه می رسم
چیزی از من کنده شده
چیزی من از آن کنده می شوم
بیست و هفت سال و دوازده روز سقوط می کنم
پ رت می شوم
نوری سپید وسرخ چشمانم را می آزارد.
19 دی 1387
*کودک کتابخوان، خیابان یک طرفه، والتر بنیامین