تبليغاتX
شبهای کابریایی


مرثیه خوان نامیرای تاریخ

هم او که زمانی جوان بود و هر گام را با شعف گام نهایی

جشن می گرفت

ژنده پوش خیابان ها و خیال های ما

بی آنکه کسی بشنود تکرار می کند:

«به یاد خواهی آورد

کاپیتالیسم

همان که  پروانه ها کنار هم زنجیر بودند

به یاد خواهی آورد

کاپیتال

همان که حلقه ها پرواز می کردند».

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 22:21  توسط صالح اولاد دمشقیه  | 


دانشگاه و بلوغ

 نقش دانشگاه در تولید سوژه
تقدیم به تمام نسل های جامعه فرهنگی

مقدمه:

مقولات فرهنگی در پیوندی ناگسستنی از یک سو با رهیافت نظری و از سوی دیگر واقعیت اجتماعی قرار دارند. به تبع آن همواره باید در تبیین هر ابژه فرهنگی از یک سو سویه نظری-انتزاعی آن و از سوی دیگر خصلت انضمامی آن را در نظر گرفت. اگر نظریه بومی واجد معنایی باشد تنها در این رفت و برگشت دیالکتیکی است که امکان تحقق می یابد.

نسبت میان فهم محقق و اثر تحقیقی فاصله تبدیل بصیرت به تبیین است، بصیرت، گذاره ای بسیط یا منطقی محدود به مولفه هایی معدود است، حال آنکه همین بصیرت هنگامی که داده هارا بر اساس طرحی نظری بر اساس الگویی که انسجام درونی آن را تضمین کند، ارائه شود تبدیل به اثری تحقیقی می گردد. در این جستار تلاش شده بصیرت حاصل از زیست آکادمیک محقق در قالب تبیینی چفت و بسط دار از نسبت بلوغ و دانشگاه ارائه گردد، داده های بکار گرفته شده در این تحقیق داده هایی از سنخ آمار و ارقام یا حتی اسناد نیست بلکه منتج از زیست روز مره ای نوعی است، به عبارت دیگر عمده داده های این اثر تحقیقی از آن رو که عموما خصلتی گفتمانی دارند، یعنی مواضع گفتمان مسلط اند بنا به فرض نیازی به بینه یا حجت برای اثبات وجود خود ندارند. بخشی نیز مفروضاتی است مورد تایید فضای بین الاذهانی علوم اجتماعی، آنچه نیز باقی می ماند مشاهدات مستقیم مولف است. اگر در این ادعا تشکیکی هست باب مباحثه و مناقشه در باب آن گشوده است و پس از آن است که شواهد ضرورت می یابد.

نکته دیگر که ضروری می دانم بدان اشاره کنم خصلت تیپ ایده‌الی(ideal type) مفاهیم و مولفه هاست که به متن اجازه می دهد یک الگوی شسته رفته ارائه دهد تا بتوان بر اساس آن سنجید که واقعیت تاریخی- اجتماعی مصادیق تا چه حد با آن ساز گار است.

در این جستار سعی شده نسبت میان بلوغ و دانشگاه به میانجی مفهوم شهر تعریف شود، مفهومی که در یک فرایند تاریخی گفتمان مسلط دال روستا را به مثابه برابر نهاد آن برساخته است. این تقابل دوتایی موقعیت خود را در قالب دو الگوی سوژگی تداوم می دهند تا به تبیین دانشگاه به مثابه تعین هردو در شدید ترین حالت تقابلی دست یابیم، تبیینی که بر ما نحوه بازتولید نیروهای اجتماعی را بر اساس دو نوع سوژگی که یکی مبین بلوغ و دیگری مبین فقدان بلوغ است را آشکار می کند.

دانشگاه کجاست؟

با نگاه از منظر تاریخی به  مسئله دانشگاه در ایران، آنچه در ابتدا مشخص می گردد، خصلت دوگانه دانشگاه در نسبت با قدرت حاکمه یعنی دولت است. اولین اقدام را در این عرصه امیر کبیر با تاسیس دارالفنون برداشت اما در حقیقت آنچه به مثابه ساختاری مدرن و در جهت مدرنیزاسیون در ایران تحقق پیدا کرد،یعنی دانشگاه تهران ، در دوره پهلوی و به دست رضا خان صورت گرفت. در اینجاست که خصلت دوگانه دانشگاه در نسبت با قدرت به تدریج آشکار می گردد، یعنی جایی که هم زمان هم در جهت تقویت دولت (ادبیات کارشناسی) و هم در جهت نقد و پس زدن آن ایفای نقش می کند، در حقیقت به بیان هابرماسی در صورتبندی تقابل سیستم و زیست جهان، دانشگاه به مثابه یک محدوده مرزی هم بازتولید کننده ی سیستم است و هم مهمترین پایگاه پس زدن سیستم از زیست جهان.

حال می بایست مشخص کنیم که در این جستار پرسش ما چیست؟ پرسش ما در راستای پرداختن به دو مفهوم "بلوغ" و "دانشگاه" است. چنانچه مشخص است این دو مقوله به شکلی بی میانجی نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند، از این رو پای مفهوم سومی به میان می آید که به مثابه یک فضا، محدوده یا میدان، زمینه ارتباط این دو مفهوم را به هم ایجاد می کند:"شهر".



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 12:54  توسط صالح اولاد دمشقیه  |